عباس قديانى
529
فرهنگ جامع تاريخ ايران ( فارسى )
شمس المعالى قابوس بن وشمگير فرزند وشمگير ( 366 - 403 ه . ق . ) كه پس از برادر ( ابو منصور بيستون ) پادشاه شد . بيشتر دوران سلطنت قابوس در جنگ با مؤيد الدوله هجده سال از 371 تا 389 از كشور خود خارج نگاه داشت و در آن مدت قابوس در خراسان آواره و متوارى بود و مقر سلطنت او گرگان در دست عمال آل بويه افتاد . قابوس پس از ضعف عمال آل بويه افتاد . قابوس پس از ضعف آل بويه به مقر سلطنت خود بازگشت . پس از قابوس پسرش منوچهر بهجاى پدر بر تخت نشست و از طرف القادر بالله خليفه عباسى فلك المعالى لقب يافت . شمس الملوك محمد بن شهريار ( جلوس 327 ه . ق . ) . شمس پهلوى وى در سال 1296 شمسى به دنيا آمد . او با عزت الله مين باشيان ازدواج كرد كه وى نام خود را به مهرداد پهلبد تغيير داد و رياست اداره كل هنرى زيباى كشور را عهدهدار شد و پس از آن اين اداره به وزارت فرهنگ و هنر مبدل گرديد . شمس پهلوى رياست جمعيت شير و خورشيد سرخ ايران را عهدهدار بود . او در سال 1352 تغيير دين داد و يك كليساى اختصاصى در ملك شخصى خود در كرج ساخت . شمش پروردگار بابلى نمايندهء خورشيد . شمش در اساطير بابلى و سومرى ، فرزند سين ؛ ايزد خورشيد است و نگاهدارندهء بيچارگان ، گمراهان و مسافران است . شمش - شمس ( Shamash ) خداى خورشيد ، كه اصلا از خدايان ساميها بود و در بابل و آشور او را مىپرسيدند . فرزند سين ( خداى ماه ) بود ، و با توسعهء كشاورزى اهميتش تدريجا افزون شد تا آنكه او با سين و عشتر ( خداى زمين ) خدايان سهگانه يكى از طبقات خدايان به حساب آمدند . شمش از معروفترين خدايان نواحى شرقى نزديك ، و خداى قانون و نظم و عدالت بوده و مركز پرستش وى در سيپار بود . شمشوايلوانا پسر حمورابى . ( به معنى شمس خداى ماست ) . وى پادشاه عيلام موسوم به كودورمابوك را شكست داد ، ولى باز عيلام استقلال خود را به دست آورد . و توسط شاهى موسوم به « خونبان نومىنا » دوباره دولتى در عيلام تشكيل شد . ولى در ناحيه جنوبى بابل بسر دودمانى « ايلوماايلو » سومرى كه معاصر « شمشوايلونا » بود سلطنتى تشكيل گرديد كه موسوم به كشور دريايى بود . شوانكاره : - شبانكاره شوتروك - ناخونته 1 - نام دو تن از حكمرانان عاليقدر در عهد طلايى عيلام . ( 1027 - 1171 ق . م . ) . 2 - شوترك ناخونتهء اول در قرن 12 ق . م . سلطنت كرد . بابل را گرفت ، و مجسمهء فراوان از آنجا